ابراهيم عاملي ( موثق )
158
تفسير عاملي ( فارسي )
كشف نوشته : دوستى خلايق از دلهاشان بيرون كشيد تا بهمگى با وى گشتند و در حقيقت افراد روان شدند و از اسباب را مسبب آمدند ، يكى ديدند و يكى شنيدند و بيكى رسيدند ، زبان با ذكر و دل با فكر و جان با مهر ، زبان در ياد و دل در راز و جان در ناز : تا دلم فتنه بر جمال تو شد بنده ى حسن ذو الجلال تو شد اى عزيز آن كسى كه روى تو ديد واى شگرف ، آن كه در جوال تو شد امّا ميدان : تا عهد ازلى دامن تو نگيرد دل تو اين كار نپذيرد و تا حقّ به تو نپيوندد اين طريق با تو نبسازد ، و تا حقّ به تو ننگرد دل تو او را نخواهد . مجمع البيان : يعنى در آنجا كينه و دشمنى در دلها نميماند بطورى كه اگر كسى بيند ديگرى از او برتر و بهتر است نه بر او حسد برد و نه از او كينه بدل آرد . فخر : يعنى آن كينه و دشمنى كه در دنيا از يكديگر داشتند ، در آنجا از دلها بدر ميكنيم . روح البيان : ابن عبّاس گفت : اين آيه براى ابى بكر و عمر و عثمان و علىّ و طلحه و زبير و ابن مسعود و عمّار ياسر و سلمان و ابى ذرّ نازل شد كه در عالم ديگر آن كينه و دشمنى دنيا و جنگى كه بعد از پيغمبر ميان آنها پيدا شد از دلهاى همه شان بدر ميرود و همگى برادر و يگانه خواهند بود « عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ » . پاك و صافى شو و از چاه طبيعت بدر آى كه صفائى ندهد آب ترب آلوده « وَما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ » 42 مجمع : ابن عامر در اوّل اين جمله واو خوانده است و در قرآنهاى مردم شام نيز واو نبوده است ، و ديگران « وَما كُنَّا » با واو قرائت كردهاند . « أُورِثْتُمُوها » 42 مجمع : ابو عمر و حمزه و كسائى « أُورِثْتُمُوها » قرائت كرده - اند كه ثاء را بدل بتاء كرده و با يك تاى مشدّد خوانده ، و ديگران با ثاء و تاء خواندهاند . « وَبَيْنَهُما حِجابٌ وَعَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ » 45 طبرى : يعنى ميان بهشت و آتش پرده اى است و سورى است ، چنان كه در آيت ديگر است : « فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَه بابٌ باطِنُه فِيه الرَّحْمَةُ وَظاهِرُه مِنْ قِبَلِه الْعَذابُ » . يعنى ميان آنها ديوارى